دیجیتال مارکتینگ

چگونه استراتژی کسب و کار خود را طبق اصول دیجیتال مارکتینگ تعیین کنیم

در این مقاله دانش دیجیتال مارکتینگ را بیاموزید

به عشق نویسندگانی که روزانه ۱۸ساعت کار می‌کنند!

تب و تاب دیجیتال مارکتینگ تقریبا همه شرکتها را در تمامی‌ اقتصادها تحت تاثیر قرار داده است و این شرکت‌ها ناگزیر از ورود به عرصه دیجیتال مارکتینگ هستند.

چرا و چگونه استراتژی کسب و کار خود را طبق اصول دیجیتال مارکتینگ تعیین کنیم

گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین و طراحی هدف‌های راهبردی دیجیتال مارکتینگ است.
هدف‌های راهبردی دیجیتال مارکتینگ همانند یک چراغ راهنما، تمامی‌تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب دیجیتال مارکتینگ و کسب مزیت رقابتی در عرصه دنیای دیجیتال را تسهیل می‌کند.

با عنایت به اهمیت وجود هدف‌های راهبردی دیجیتال مارکتینگ در این مقاله به چگونگی تدوین این هدف‌های پرداخته می‌شود.

تعیین استراتژی کسب و کار طبق اصول دیجیتال مارکتینگ
تعیین استراتژی کسب و کار طبق اصول دیجیتال مارکتینگ

تعیین استراتژی دیجیتال مارکتینگ

چشم انداز تجارت دیجیتالی از مهمترین وظایف صاحبان کسب و کار و متصدیان تدوین استراتژی تجارت دیجیتال، مشخص کردن چشم‌انداز دیجیتال مارکتینگ کسب و کار است.

چشم اندازهای برتر و عالی دیجیتال مارکتینگ چیزی فراتر از هدف‌های تجاری و یا درآمدی را منعکس می‌کنند.
چشم اندازهای قوی، کارکنان را هماهنگ کرده و سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری بیشتر در کسب و کار تشویق می‌کند.
وجود چشم انداز منسجم، کارا و مناسب علائمی‌ را به بازار می‌فرستد که نشان‌دهنده توانایی کسب و کار جهت کسب رهبری بازار و تسلط بر بازار است
در تعریف چشم‌انداز بیان می‌دارد که چشم انداز مقصد نهایی است که جامع، گسترده و آینده نگر است.

چشم انداز آرزوهای آینده کسب و کار را نشان می‌دهد و ابزارهای رسیدن به آن را مشخص می‌کند. به عبارت دیگر چشم انداز وضعیت ممکن و مطلوب آینده کسب و کار است.

کسب و کار با تدوین چشم‌انداز دیجیتال مارکتینگ وضعیت موردنظر و مطلوبی را که قصد دارد در آینده به آن برسد را مشخص می‌کند و جایگاه خود را در بازار دیجیتال روشن می‌سازد.
سازمانی که موقعیت مشخصی در بازار دیجیتال دارد. ممکن است در حال حاضر کسب و کار فقط یک وب سایت داشته باشد و هیچگونه فروش اینترنتی نداشته باشد و جزء پیروان و رقبای کم اهمیت بازار دیجیتال تلقی شود.
کسب و کار با تدوین استراتژی مناسب دیجیتال مارکتینگ تلاش می‌کند که به وضعیت مطلوب در زمان موردنظر دست یابد.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ به عنوان یک وسیله و ابزار در راستای تحقق هدف‌های راهبردی دیجیتال مارکتینگ و از جمله تحقق چشم انداز دیجیتال مارکتینگ عمل می‌کند.

وضعیت مطلوب نشان دهنده آرزوها و خواسته‌های کسب و کار در مورد چگونگی موقعیت آینده خود در بازار دیجیتال است که از شیوه اجرای استراتژی دیجیتال مارکتینگ تحقق می‌یابد.
برای مثال یک شرکت فعال در حوزه شبکه بنام cisco چشم انداز خود را بدین صورت تدوین نموده است: تغییر روشی که کار می‌کنیم، زندگی می‌کنیم بازی می‌کنیم و یاد می‌گیریم.

استراتژی تجارت دیجیتال

استراتژی کسب و کار که از آن به عنوان ماموریت و بیانیه استراتژیک یاد می‌شود بیان می‌کند که کسب و کار چه چیزی را برای جامعه تولید می‌کند. استراتژی سازمانی هدف‌های بنیادی منحصر به فرد کسب و کار را مشخص کردن و کسب و کار را از سایر کسب و کارها متمایز و جهت‌گیری کسب و کار را مشخص می‌کند

استراتژی کسب و کار هدف کسب و کار و یا دلیل وجودی آن را بیان می‌کند
استراتژی کسب و کار ضمن اینکه چشم انداز کسب و کار را عینی و ملموس می‌کند اعتقادات و جهت گیری‌های را که مدیران دوراندیش کسب و کار در نظر دارند مشخص می‌کند.
استراتژی سازمانی دیجیتال مارکتینگ باید چهار عنصر زیر را دربرگیرد:

تعهد سازمانی به ذی‌نفعان در بازار دیجیتال

کسب و کار باید انتظارات دی‌نفعان متعدد از قبیل کارکنان، مدیریت و سرمایه گذاران را از دیجیتال مارکتینگ مشخص کرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. برای مثال کسب و کار باید امنیت شغلی کارکنان، بهبود ارزیابی عملکرد و تامین نرخ بازده مورد انتظار را به عنوان انتظارات ذی‌نفعان در بازار دیجیتال لحاظ کند.

حوزه کسب و کارکسب و کار در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود باید محدوده و قلمرو فعالیت خود را در بازار دیجیتال مشخص کند.

آیا کسب و کار قصد دارد در حوزه B2C فعالیت کند یا B2B و یا هر دو؟

اگر شرکت در چندین کسب و کار شرکت کند تا چه حد قصد دارد هریک از کسب و کارهای خود را به صورت دیجیتال تبدیل کند؟

آیا شرکت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مدیریت ارتباطات با مشتری را تامین کند یا اینکه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل دیجیتال و اینترنتی را نیز پیگیری کند؟

منابع مزیت رقابتی تجارت دیجیتال

کسب و کار باید منابع و مهارت هایی را که سبب ایجاد مزیت رقابتی در بازار دیجیتال می‌شوند را مشخص کند.

اگر کسب و کار

  • از منابع مالی کافی برای تامین مخارج استقرار و نگهداری دیجیتال مارکتینگ برخوردار باشد.
  • کارکنان آشنا با مفاهیم و اصول دیجیتال مارکتینگ داشته باشد.
  • از مارک قوی، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابلیت تبدیل دیجیتال داشته باشند.
  • از قابلیت دیجیتال بالایی برخوردار باشند

در این صورت کسب و کار می‌تواند در بازار دیجیتال به مزیت رقابتی دست یابد.

نکته مهم این است که بازار دیجیتال و اینترنتی به خودی خود و فی‌نفسه مزیت رقابتی تلقی نمی‌شوند.تصویر آینده کسب و کار به بازار دیجیتالدر استراتژی دیجیتال مارکتینگ سازمان، باید تغییرات محیط قانونی، رقابتی، اقتصادی و فناوری مورد توجه قرار گیرد.

محیط فناوری به دلیل اهمیت حیاتی آن و تدارک زیر ساختارهای بازار دیجیتال از توجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

استراتژی چه تاثیراتی بر کسب و کار دارد

استراتژی کسب و کار منطق روشنی از هدف‌های کسب و کار برای کارکنان ارائه می‌کند.استراتژی کسب و کار منطق روشنی از کسب و کار صنعتی که شرکت شما در آن فعالیت می‌کند عرضه می‌نماید.

استراتژی کسب و کار استراتژی فعلی کسب و کار و همچنین جهت گیری آینده آن را بیان می‌کند.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ دلیل وجودی و فلسفه حیات کسب و کار را در بازار دیجیتال مشخص می‌کند برخلاف چشم انداز دیجیتال مارکتینگ که حالت آینده‌نگر دارد استراتژی حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.

استراتژی سازمانی در عرصه بازار دیجیتال سنگ بنای استراتژی دیجیتال مارکتینگ بوده که در زمان (حال حاضر) وجود دارد.

کسب و کار بر مبنای استراتژی دیجیتال مارکتینگ و با استفاده از استراتژی دیجیتال مارکتینگ درصدد رسیدن به چشم انداز مطلوب دیجیتال مارکتینگ در زمان آینده است.

اهداف کسب و کارها یی که قصد تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ دارند باید پس از تدوین و مشخص کردن چشم انداز و استراتژی، هدف‌های دیجیتال مارکتینگ مورد نظر خود را مشخص کنند. هدف‌های نشان دهنده نتایج نهایی فعالیتهای برنامه‌ریزی شده کسب و کار هستند.

منظور از مشخص کردن هدف‌های و هدف گذاری تبدیل چشم‌انداز و استراتژی سازمانی به هدف‌های عملکردی معین و خاص است.

هدف‌های تجارت دیجیتال، مقصد نهایی فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ بوده و قابل اندازه گیری هستند. صفت مشخصه هدف‌های دیجیتال مارکتینگ کمیت پذیری آنها است به نحوی که ملموس و عینی باشند.

برخلاف چشم انداز و استراتژی دیجیتال مارکتینگ که حالت کیفی داشته و از نظر کمیت پذیری مبهم هستند، هدف‌های دیجیتال مارکتینگ را می‌توان بر حسب معیارهای مناسب به صورت عدد و رقم تبدیل کرد.

اهداف عمده دیجیتال مارکتینگ

هدف‌های عمده دیجیتال مارکتینگ را در سه طبقه زیر خلاصه می‌کند:

بهبود فرایندها: هدف دیجیتال مارکتینگ می‌تواند حذف فرایندهای زاید و یا بهبود فرایندهای موجود باشد. ۳/۶۸ درصد شرکتهای به کارگیرنده تجارت دیجیتال، بهبود فرایندها را به عنوان یکی از هدف‌های خود قرار داده اند.

مهار هزینه ها: گاهی اوقات هدف دیجیتال مارکتینگ کاهش هزینه و بهبود کارایی است. ۱/۱۷ درصد شرکتها هزینه‌ها و افزایش کارایی را به عنوان هدف دیجیتال مارکتینگ قرار داده اند.

درآمدزایی: در بعضی موارد هدف از استقرار دیجیتال مارکتینگ افزایش فروش و درآمدزایی است.

کسب و کارها در تکنولوژی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی سرمایه گذاری می‌کنند تا هدف‌های متفاوت مدیریت را برآورده سازند.

اهداف مدیریتی دیجیتال مارکتینگ

هدف‌های مدیریتی از سرمایه گذاری در تکنولوژی اطلاعات و دیجیتال مارکتینگ را می‌توان در سه دسته زیر بیان کرد.

هدف‌های مبادله ای:

در این حالت سرمایه‌گذاریها درصدد خودکار کردن رخدادهای مالی مثل حقوق و دستمزد، حسابهای دریافتنی و سفارش گیری هستند. این نوع سرمایه‌گذاریها مخارج نیروی کار و مدیریت را کاهش داده و کارایی را بالا می‌برد.

هدف‌های راهبردی :

در این حالت هدف از سرمایه گذاری کسب مزیت رقابتی و افزایش سهم بازار از شیوه رشد فروش است. هدف این سرمایه گذاریها بیشتر گسترش و رشد شرکت است تا کارایی.

هدف‌های اطلاعاتی:

در این وضعیت هدف ایجاد یک زیر ساختار اطلاعاتی است تا کسب و کار را مدیریت کند. این اهداف درصدد انجام وظایف مدیریتی مثل کنترل، بودجه‌بندی و برنامه‌ریزی بوده و ارتباطات، حسابداری و تجزیه و تحلیل را توانمند می‌سازد و همچنین هدف‌های دیجیتال مارکتینگ را در پنج طبقه زیر معرفی می‌کند:

رابطه سازی: هدف شرکت ممکن است برقراری ارتباطات نزدیک‌تر، مستحکم‌تر، پایدارتر و همه جانبه با مشتری باشد. این کار از شیوه پست دیجیتال امکان‌پذیر می‌شود.

حضور بین المللی: تولیدکننده ممکن است با استفاده از دیجیتال مارکتینگ درصدد ورود به بازارهای جهانی و بازاریابی صادرات باشد.

کاهش مخارج ارتباطی در بلندمدت: شرکت ممکن است درصدد کاهش مخارج انجام فعالیت هایی مثل تبلیغات و ترفیع باشد زیرا تبلیغات اینترنتی مخارج کمتری نسبت به تبلیغات سنتی و کاغذی دارد.

ارائه خدمات به یک جامعه یا گروه خاص: شرکت ممکن است از شیوه دیجیتال مارکتینگ درصدد توجه به یک بخش خاص بازار باشد و بر آن قسمت تمرکز کند.

دسترسی به بازارهای جدید: یکی از هدف‌های شرکتها از بکارگیری دیجیتال مارکتینگ دسترسی به بازارهای جهانی به عنوان بخشی از فرصت هایی است که اینترنت ارائه می‌کند.

با توجه به این مطلب در مشخص کردن هدف‌های دیجیتال مارکتینگ می‌توان از معادله سود استفاده کرد. براساس معادله سود، سود شرکتها از کم کردن هزینه‌ها از درآمد حاصل می‌شود.

دیجیتال مارکتینگ باید سودآوری خود را نشان دهد و بدین منظور می‌توان دو هدف کلی برای تجارت دیجیتالی شناسایی نمود:

هدف‌های کاهش هزینه ها: دیجیتال مارکتینگ قابلیت کاهش مخارج عملیاتی و غیرعملیاتی (اداری و پشتیبانی) را دارد. دیجیتال مارکتینگ به دلیل افزایش سرعت، دقت و بهبود ارتباطات بین بخشهای داخلی و خارجی مخارج عملیاتی را کاهش می‌دهد.

از شیوه دیجیتال مارکتینگ مدیریت زنجیره عرضه به‌هنگام و کارا می‌شود و شرکت قادر خواهد بود ترفند‌های لازم را برای تولید محصولات با قیمت کمتر و کیفیت بهتر تهیه کند.

شرکت می‌تواند با دسترسی به عرضه کنندگان متعدد پایین‌ترین قیمت و بالاترین و بهترین شرایط را برای خرید مواد و قطعات پیدا کند.
دیجیتال مارکتینگ قادر به کاهش مخارج غیر عملیاتی کسب و کار را نیز هست، چرا که شرکت می‌تواند با مراجعه به انواع بانکها و موسسات مالی و اعتباری وجوهات مالی لازم را با کمترین نرخ و بهترین شرایط بیابد.

شرکتها همچنین می‌توانند نیروی انسانی مورد نیاز خود را با بهترین قابلیت و آمادگی پیدا کرده و به کار گیرند.
یکی از مهمترین کاربردهای دیجیتال مارکتینگ که سبب کاهش مخارج عملیاتی می‌شود تامین منابع از خارج است. دیجیتال مارکتینگ با حذف کاغذ و فرمهای کاغذی صرفه جویی‌های عظیمی‌حاصل می‌کند.

دیجیتال مارکتینگ با خودکار کرد برخی فرایندها سبب کاهش مخارج نیروی انسانی می‌شود. دیجیتال مارکتینگ همچنین باعث کاهش مخارج بازاریابی و تبلیغات می‌شود.

هدف‌های افزایش درآمد: دیجیتال مارکتینگ محدودیتهای ورود به صنعت را پایین می‌آورد و امکان کسب بازارهای جدید و دستیابی به خریداران جدید و حتی خریداران رقبا را نیز فراهم می‌کند.

با استفاده از دیجیتال مارکتینگ امکان بازاریابی صادراتی و صادر کردن محصولات برای شرکتها ساده‌تر می‌شود.

دیجیتال مارکتینگ با توجه به مولفه خریداران به چهار شیوه درآمد شرکت را بالا می‌برد:

افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان.جذب خریداران رقبا و خصوصا رقبایی که از دیجیتال مارکتینگ استفاده نمی‌کنند.دستیابی به خریداران جدید.

مطالبه قیمت‌های بالاتر از شیوه متمایز ساختن و سفارشی کردن محصولات مورد نظر مشتریان.

فروشگاه‌های اینترنتی هفت روز هفته و ۲۴ ساعته شبانه روز باز بوده و امکان خرید از آنها در هر لحظه از زمان وجود دارد این نکته که در دیجیتال مارکتینگ به قانون ۷/۲۴ مشهور است؛ سبب افزایش خرید خریداران و افزایش درآمد شرکت می‌شود.

خلاصه و نتیجه گیری نهایییکی از مهمترین مراحل در فرایند برنامه‌ریزی راهبردی دیجیتال مارکتینگ مشخص کردن هدف‌های راهبردی است. کسب و کار هدف، گیج و بی هدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمی‌دارد.

نمی‌توان فرد یا سازمانی را متصور شد که بدون داشتن هدف هایی روشن به موفقیت هایی دست یافته باشد.
با ورود ابزارهای دیجیتال به عرصه تجارت کسب و کارها باید نتایج مورد انتظار خود را از فعالیتهای دیجیتال در چارچوب چشم اندازها، استراتژی و هدف‌های مشخص کردن کرده تا موفقیت و بقای کسب و کار تضمین شود.

نکته مهم در برنامه‌ریزی راهبردی تجارت دیجیتال، استقرار بر اساس نیاز است.
به عبارت دیگر استقرار دیجیتال مارکتینگ نباید صرفا به عنوان یک مُد در بین کسب و کارها معرفی شود. استقرار دیجیتال مارکتینگ نیازمند سنجش زیرساخت‌های نرم و سخت و ظرفیت‌های کسب و کار، مشخص کردن استراتژی، تدوین و انتخاب ساختار محتوایی و در نهایت اجرا و کنترل نتایج است.

نکات بسار مهم دیگری در خصوص دیجیتال مارکتینگ و کسب و کارهای و بطور خاص  راه اندازی کسب و کار موفق از گروه فرهنگ و تمدن مطالعه کنید.

این مقاله نیاز به مرتب سازی و درج تصاویر دارد.

برچسب‌ها

مدیر

نویسنده و کارشناس تولید محتوا، مدرس دوره های علمی کاربردی توسعه وب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا